پژوهشكده تحقيقات اسلامى
42
سرداران صدر اسلام (فارسى)
طلحه و زبير با مأيوس شدن از موافقت على عليه السلام باآنان ، همانگونه كه پيش بينى مى شد ، بيعت خود را نقض كردند و به بهانهء بجا آوردن عمره از مدينه خارج شدند . آنها در مكّه عايشه راباخود دمساز كرده وبادست آويز كردن خون عثمان به سمت بصره رهسپار شدند وباعلى عليه السلام اعلام جنگ كردند . وقتى خبر مخالفت طلحه و زبير وعايشه به علىعليه السلام رسيد ، فرمود : تا زمانى كه وحدت مسلمانان درخطر نيفتد صبر مىكنم ، و چون گزارش رفتن بهبصره طلحه وزبير به على ( ع ) رسيد ، آن حضرت با شنيدن اينخبر خوشحال شد و فرمود : در كوفه بزرگان و اشراف عرب هستند . ابن عباس گفت : آنچه شما را خرسند كرده مرا دلتنگ ونگران مى سازد ، زيرا در كوفه رجال و بزرگان عرب سكنى دارند وهريك از آنها داعيهء رهبرى در سر مىپرورانند ، و اگر كسى به مقامى دست يافت ، ديگران براو مى شورند تا قدرتش رابشكنند ( يعنى دركوفه امكان شكست براى اين پيمان شكنان بيشتر بود ) . على عليه السلام فرمود : كار بايد شبيه چيزى باشد كه تو مىگويى ( يعنى در بصره هم به آنها جا نمى دهند ) آنگاه آمادهء حركت شد . « 1 » آنگاه كه خبر بيعت شكنى طلحه و زبير وحركت آنها به سوى بصره ، همراه نامهاى به اميرمؤمنان على عليه السلام رسيد ، آن حضرت ، ابن عباس و محمد بن ابىبكر وعمارياسر وسهل بن حنيف را خواست و آنان را نيز مطلع كرد . محمد بن ابىبكر گفت : آنها چه مىخواهند ؟ على ( ع ) تبسمى كرد وفرمود : خون عثمان راطلب مى كنند ، نظر مشورتى خود را بگوئيد .
--> ( 1 ) . كامل ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 205 ؛ تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 459 .